1
00:00:09,410 --> 00:00:10,240
‫همه‌فن‌حریف، بدون گروه

2
00:00:10,530 --> 00:00:17,790
‫همه‌فن‌حریف، بدون گروه

3
00:01:30,400 --> 00:01:36,720
‫قسمت ۲: راه برگشتی برای همه‌فن‌حریف نیست

4
00:01:31,080 --> 00:01:33,400
‫خوش اومدی، اورهان.

5
00:01:33,770 --> 00:01:37,340
‫من «وینس برایرز» هستم، رئیس کلنِ
‫«خرگوش‌های نقره‌ایِ آسمان شب».

6
00:01:37,850 --> 00:01:39,660
‫آوازه‌ت رو زیاد شنیدم.

7
00:01:40,010 --> 00:01:41,730
‫منم «اورهان دورا» هستم.

8
00:01:41,730 --> 00:01:44,910
‫باعث افتخارمه که رهبرِ همچین کلنِ معروفی رو می‌بینم.

9
00:01:45,260 --> 00:01:47,700
‫لازم نیست انقدر معذب باشی.

10
00:01:47,700 --> 00:01:50,420
‫شنیدم که از «گروه قهرمان» جدا شدی.

11
00:01:51,040 --> 00:01:52,980
‫لازم نیست وقتمون رو تلف این کنیم که بفهمیم

12
00:01:52,980 --> 00:01:55,120
‫توی ذهن اون یکی واقعاً چی می‌گذره، درسته؟

13
00:01:55,120 --> 00:01:56,320
‫حرفت درسته.

14
00:01:56,820 --> 00:02:00,430
‫اول از همه، می‌خوام در مورد این سفرِ آموزشی بیشتر بدونم.

15
00:02:00,750 --> 00:02:03,420
‫باشه. می‌سپارم «سلما» برات توضیح بده.

16
00:02:04,800 --> 00:02:06,680
‫همونطور که دیروز بهت گفتم،

17
00:02:06,680 --> 00:02:12,690
‫ما قراره توی سه روز، از طبقه ۱ تا طبقه ۵۱
‫سیاه‌چال بزرگ پیشروی کنیم.

18
00:02:12,690 --> 00:02:16,310
‫دقیق‌ترش اینه که روز اول توی طبقه ۲۱ توقف می‌کنیم،

19
00:02:16,310 --> 00:02:19,450
‫روز دوم طبقه ۳۶... و روز سوم...

20
00:02:20,590 --> 00:02:23,580
‫اورهان دورا از گروه قهرمان رفته؟

21
00:02:23,990 --> 00:02:27,080
‫این یه ضرر خیلی بزرگ براشونه.

22
00:02:27,580 --> 00:02:31,580
‫بدون اون، قدرتشون به گرد پایِ قبل هم نمی‌رسه.

23
00:02:31,870 --> 00:02:33,710
‫احتمالاً حق با توئه.

24
00:02:33,710 --> 00:02:38,370
‫جادوی پشتیبانیِ اون بود که اونا رو به سطحی رسوند
‫که در حالت عادی عمراً نمی‌تونستن بهش برسن.

25
00:02:38,370 --> 00:02:41,820
‫تأثیرات جادوی پشتیبانیِ اورهان از حد میانگین ضعیف‌تره،

26
00:02:41,820 --> 00:02:44,240
‫ولی سرعت اجرای جادوش باورنکردنیه.

27
00:02:44,240 --> 00:02:46,350
‫حداقل چهار برابر سریع‌تر از خودِ من.

28
00:02:47,030 --> 00:02:50,340
‫تازه، از چندین طلسمِ ابداعیِ خودش استفاده می‌کرد.

29
00:02:50,890 --> 00:02:53,340
‫تواناییش توی تحلیلِ موقعیت، پیش‌بینی حرکت بعدی،

30
00:02:53,340 --> 00:02:56,270
‫و رسوندنِ پشتیبانی جادویی دقیقاً سرِ بزنگاه...

31
00:02:56,270 --> 00:03:00,450
‫تمام مهارت‌هایی که یه افسونگر لازم داره رو یک‌جا داره.

32
00:03:00,450 --> 00:03:05,080
‫حالا که رفته، گروه قهرمان قراره خیلی ضعیف‌تر بشه.

33
00:03:05,640 --> 00:03:09,990
‫فکر می‌کنم الان شانس اینکه خرگوش‌های نقره‌ای
‫دوباره برگردن اون بالا، خیلی بیشتره.

34
00:03:10,830 --> 00:03:14,340
‫توی حمله مشترکی که داشتیم اسمشو شنیده بودم.

35
00:03:14,870 --> 00:03:17,260
‫با این حال، باورش برام سخته.

36
00:03:17,260 --> 00:03:20,970
‫افسونگرها معمولاً اونقدری که حقشونه تحویل گرفته نمی‌شن.

37
00:03:21,440 --> 00:03:27,120
‫درسته که من معروفم،
‫ولی مردم من رو زیادی گنده کردن.

38
00:03:27,120 --> 00:03:30,790
‫قدرتمندهای واقعی، مثل اون، زیاد به چشم نمیان.

39
00:03:31,470 --> 00:03:33,230
‫پس خلاصه اینکه...

40
00:03:33,530 --> 00:03:36,270
‫ده تا گروه از تازه‌کارها داریم

41
00:03:36,270 --> 00:03:39,610
‫و پنج تا محافظ، که من و سلما هم جزوشون هستیم.

42
00:03:40,040 --> 00:03:43,860
‫گروه‌های تازه‌کار به صورت نوبتی با هیولاها درگیر می‌شن.

43
00:03:43,860 --> 00:03:49,620
‫و اگه یه اتفاق غیرعادی افتاد، محافظ‌ها وارد عمل می‌شن.

44
00:03:49,620 --> 00:03:53,560
‫دقیقاً درسته. خیلی سریع گرفتی چی شد.

45
00:03:53,560 --> 00:03:54,880
‫سوالی نمونده؟

46
00:03:54,880 --> 00:03:56,440
‫چرا، یکی دارم.

47
00:03:57,040 --> 00:03:59,630
‫چرا کلاً پنج تا محافظ هست؟

48
00:04:01,770 --> 00:04:04,480
‫اگه واقعاً قراره طبق این برنامه دیوانه‌وار پیش بریم،

49
00:04:04,480 --> 00:04:08,010
‫قاعدتاً برای کم کردنِ ریسک باید

50
00:04:08,010 --> 00:04:10,140
‫چندین گروه رتبه A بیارید تا هوای تازه‌کارها رو داشته باشن.

51
00:04:11,740 --> 00:04:16,330
‫آره، هدفمون اینه که تازه‌کارها رو ببریم طبقه ۵۱،

52
00:04:16,330 --> 00:04:19,560
‫ولی یکم فشارِ اضافه باعث می‌شه رشد کنن.

53
00:04:19,560 --> 00:04:21,850
‫این بهترین فرصته که تجربه کسب کنن، مگه نه؟

54
00:04:21,850 --> 00:04:23,400
‫دلیل اصلیش این نیست.

55
00:04:24,030 --> 00:04:27,910
‫انجام دادنِ این کار براشون فوق‌العاده مهمه.

56
00:04:28,490 --> 00:04:30,950
‫حتماً یه دلیل دیگه‌ای پشتشه.

57
00:04:30,950 --> 00:04:34,920
‫ولی به من که اینجا غریبه‌م چیزی نمی‌گن.

58
00:04:36,800 --> 00:04:39,170
‫خیلی خب. من کمک می‌کنم.

59
00:04:39,540 --> 00:04:40,840
‫ممنون.

60
00:04:40,840 --> 00:04:43,620
‫دو تا سکه طلا به عنوان پیش‌پرداخت می‌گیری.

61
00:04:43,620 --> 00:04:46,930
‫ده تا دیگه هم اگه مأموریت موفقیت‌آمیز باشه.

62
00:04:47,280 --> 00:04:49,830
‫من که حرفی ندارم، ولی این یکم زیاد نیست؟

63
00:04:49,830 --> 00:04:52,650
‫این پولِ خرجِ زندگیِ یه ساله.

64
00:04:52,650 --> 00:04:54,440
‫ما انقدر برات ارزش قائلیم.

65
00:04:55,020 --> 00:04:58,440
‫فردا می‌بینمت، اورهان دورا.

66
00:04:59,480 --> 00:05:02,670
‫باشه. تمام تلاشم رو می‌کنم.

67
00:05:14,310 --> 00:05:15,960
‫پس ورودی اینجاست؟

68
00:05:24,240 --> 00:05:25,590
‫صبح بخیر، اورهان.

69
00:05:26,400 --> 00:05:28,020
‫صبح بخیر.

70
00:05:28,020 --> 00:05:29,490
‫صبح تو هم بخیر، سوفیا.

71
00:05:29,490 --> 00:05:30,850
‫سـ-سلام!

72
00:05:30,850 --> 00:05:32,640
‫صبح بخیر!

73
00:05:34,800 --> 00:05:36,850
‫لباسش فرق کرده.

74
00:05:37,360 --> 00:05:39,490
‫لباس مخصوص تازه‌کارهاست؟

75
00:05:39,490 --> 00:05:41,360
‫این لباس بهت میاد.

76
00:05:42,250 --> 00:05:44,740
‫مـ-ممنونم!

77
00:05:45,540 --> 00:05:47,740
‫سوفیا!

78
00:05:48,090 --> 00:05:50,700
‫انگار خوب بلدی چطور مخ خانما رو بزنی، اورهان.

79
00:05:50,700 --> 00:05:52,500
‫دوست دختری چیزی داری؟

80
00:05:52,500 --> 00:05:54,080
‫ها؟! دوست دختر؟

81
00:05:54,380 --> 00:05:56,560
‫نه، ندارم.

82
00:05:56,560 --> 00:06:00,600
‫چند تا از اعضای گروه قهرمان زن بودن...

83
00:06:00,600 --> 00:06:03,340
‫اگه عادت دارم با دخترا حرف بزنم، احتمالاً به خاطر همونه.

84
00:06:03,620 --> 00:06:05,590
‫اوه، راستی یادم اومد.

85
00:06:05,590 --> 00:06:09,270
‫همه‌تون توی یه عمارت زندگی می‌کردین.

86
00:06:09,270 --> 00:06:12,850
‫حالا کجا زندگی می‌کنی پس؟

87
00:06:13,140 --> 00:06:15,110
‫فعلاً توی مسافرخونه‌م.

88
00:06:15,110 --> 00:06:17,850
‫می‌دونم باید زودتر یه جایی پیدا کنم.

89
00:06:17,850 --> 00:06:21,060
‫سوفیا؟! چرا داری اینا رو می‌پرسی؟

90
00:06:21,060 --> 00:06:22,610
‫نکنه می‌خوای بری خونه‌ش؟

91
00:06:22,610 --> 00:06:24,050
‫آبجی!

92
00:06:24,050 --> 00:06:26,880
‫نه! فقط کنجکاو بودم!

93
00:06:26,880 --> 00:06:28,610
‫ای بیشعور!

94
00:06:28,870 --> 00:06:31,000
‫بـ-بیشعور...؟!

95
00:06:33,130 --> 00:06:36,620
‫راستی، چرا انقدر از بقیه گروه فاصله گرفتی، اورهان؟

96
00:06:36,950 --> 00:06:42,130
‫من غریبه‌م، گفتم شاید حضورم
‫باعث بشه تازه‌کارها معذب بشن.

97
00:06:42,370 --> 00:06:46,220
‫آره، قیافه‌شون که خیلی مضطرب نشون می‌ده.

98
00:06:46,890 --> 00:06:52,720
‫می‌خوام ازت کمک بگیرم تا یخشون رو آب کنی، اورهان.

99
00:06:52,720 --> 00:06:53,640
‫دنبال من بیا.

100
00:06:55,130 --> 00:06:58,110
‫سوفیا، برو گروهت رو پیدا کن.

101
00:06:58,110 --> 00:06:59,280
‫باشه.

102
00:06:59,890 --> 00:07:01,900
‫صبح بخیر به هر سه تای شما.

103
00:07:01,900 --> 00:07:04,010
‫صبح بخیر.

104
00:07:04,010 --> 00:07:06,150
‫بقیه محافظ‌ها کوشن؟

105
00:07:06,900 --> 00:07:10,290
‫ایشون اورهانه. دیروز گفتم که قراره کمکمون کنه.

106
00:07:10,290 --> 00:07:12,410
‫تضمین می‌کنم که کارش درسته.

107
00:07:12,700 --> 00:07:14,800
‫تو ضمانتش می‌کنی، سلما؟

108
00:07:14,800 --> 00:07:16,640
‫پس حتماً می‌شه بهش اعتماد کرد.

109
00:07:16,640 --> 00:07:19,160
‫آره، خیالت راحت!

110
00:07:20,230 --> 00:07:22,300
‫تو رو خدا توقعشون رو از من بالا نبر!

111
00:07:22,920 --> 00:07:24,420
‫شکسته‌نفسی نکن.

112
00:07:25,060 --> 00:07:28,660
‫من اورهانم. مهاجم خط مقدم هستم.

113
00:07:28,660 --> 00:07:30,170
‫خوشبختم.

114
00:07:30,720 --> 00:07:32,580
‫من «انتم» هستم. مدافم.

115
00:07:32,580 --> 00:07:35,860
‫من «برنارد» هستم. منم مدافم.

116
00:07:35,860 --> 00:07:38,680
‫من «کتی» هستم! درمانگرم!

117
00:07:39,280 --> 00:07:45,820
‫پس فقط من و تو می‌مونیم.
‫یه مهاجم و یه افسونگر.

118
00:07:45,820 --> 00:07:46,900
‫درسته.

119
00:07:48,260 --> 00:07:52,000
‫گروهِ بالانسیه، ولی اگه من نیومده بودم،

120
00:07:52,000 --> 00:07:55,070
‫می‌خواستن یکی دیگه رو بذارن که همزمان نقش مهاجم رو هم داشته باشه؟

121
00:07:55,540 --> 00:07:59,160
‫یه جای کارِ این قضیه میلنگه...

122
00:08:03,010 --> 00:08:07,340
‫می‌دونم چه حسی داری،
‫وقتی همچین آسِ قدرتمندی رو از دست دادی.

123
00:08:08,160 --> 00:08:12,090
‫مگه اورهان هم مثل تو افسونگر نیست؟

124
00:08:12,560 --> 00:08:18,350
‫به خاطر حفظِ بالانسِ گروه، نمی‌تونستم
‫بذارم جزو گروه اول باشه.

125
00:08:19,950 --> 00:08:21,880
‫حق با توئه.

126
00:08:22,690 --> 00:08:26,270
‫ما از پارسال تا حالا یه قدم هم جلو نرفتیم.

127
00:08:26,270 --> 00:08:28,120
‫هنوز درجا می‌زنیم.

128
00:08:28,720 --> 00:08:31,660
‫نمی‌تونیم چیزی که از دست دادیم رو پس بگیریم.

129
00:08:32,160 --> 00:08:34,660
‫واسه همین رفتم سراغ اورهان.

130
00:08:35,690 --> 00:08:39,360
‫ولی خودش داوطلب شد که شمشیرزن باشه.

131
00:08:40,020 --> 00:08:44,620
‫اگه بتونه به عنوان یه مهاجم خط مقدم کار کنه...

132
00:08:45,990 --> 00:08:47,250
‫خیلی خب!

133
00:08:47,250 --> 00:08:50,020
‫بچه‌ها، سه روزِ سخت رو در پیش داریم!

134
00:08:50,020 --> 00:08:51,130
‫باشه!

135
00:08:51,130 --> 00:08:54,380
‫حالا بریم با تازه‌کارها احوال‌پرسی کنیم!

136
00:09:00,060 --> 00:09:01,850
‫صبح همگی بخیر.

137
00:09:01,850 --> 00:09:03,560
‫صبح بخیر!

138
00:09:03,880 --> 00:09:08,560
‫امروز، حرکت به سمت طبقه ۵۱
‫سیاه‌چال بزرگ رو شروع می‌کنیم!

139
00:09:09,560 --> 00:09:11,700
‫همه‌تون مضطرب به نظر میاید.

140
00:09:11,700 --> 00:09:14,950
‫ترسیدید که به این زودی دارید می‌رید طبقات میانیِ سیاه‌چال؟

141
00:09:15,280 --> 00:09:16,920
‫خب، نگران نباشید!

142
00:09:16,920 --> 00:09:20,450
‫یه کمکیِ قدرتمند آوردم که اگه اتفاقی افتاد هواتون رو داشته باشه!

143
00:09:20,750 --> 00:09:23,650
‫بذارید معرفی کنم. ایشون اورهانه!

144
00:09:23,650 --> 00:09:28,800
‫اون تا طبقه ۹۴ رفته، جایی که حتی ما هم هنوز پامون نرسیده!

145
00:09:30,460 --> 00:09:32,080
‫طبقه ۹۴؟!

146
00:09:32,080 --> 00:09:33,210
‫یعنی...

147
00:09:33,530 --> 00:09:37,250
‫اگه می‌خواید سیاه‌چال‌نورد بشید، پس حتماً باید بشناسیدش.

148
00:09:37,250 --> 00:09:38,840
‫بله، ایشون...

149
00:09:38,840 --> 00:09:41,530
‫عضو گروه قهرمان بوده!

150
00:09:41,530 --> 00:09:45,180
‫واسه همین، سیاه‌چال بزرگ رو بهتر از هر کدوم از ما می‌شناسه.

151
00:09:45,180 --> 00:09:46,780
‫گروه قهرمان! می‌دونستم!

152
00:09:46,780 --> 00:09:47,760
‫همون گروهی که قهرمان‌ها توشن؟!

153
00:09:47,760 --> 00:09:49,580
‫وای! قهرمان‌ها!

154
00:09:50,400 --> 00:09:54,090
‫خب؟ الان فکر می‌کنید بتونید به طبقه ۵۱ برسید؟

155
00:09:54,090 --> 00:09:54,860
‫بله!

156
00:09:54,860 --> 00:09:58,490
‫خیلی خب! پس بریم توی سیاه‌چال!

157
00:10:01,470 --> 00:10:02,860
‫خوبه، خوبه.

158
00:10:03,490 --> 00:10:07,780
‫همه تا وقتی زمان حرکت برسه، آماده‌باش بمونن.

159
00:10:07,780 --> 00:10:08,850
‫چشم!

160
00:10:08,850 --> 00:10:10,910
‫محافظ‌ها، بیاید چک نهایی رو انجام بدیم.

161
00:10:12,130 --> 00:10:16,080
‫سلما، دیگه خیلی پیاز داغشو زیاد کردیا...

162
00:10:16,080 --> 00:10:17,580
‫اصلاً هم اینطور نیست.

163
00:10:17,580 --> 00:10:21,140
‫تو واقعاً تا طبقه ۹۴ رفتی دیگه، نه؟

164
00:10:22,280 --> 00:10:28,890
‫بخشی از کارِ ما اینه که مطمئن شیم اونا آرامش دارن
‫و می‌تونن روی سیاه‌چال تمرکز کنن.

165
00:10:29,180 --> 00:10:31,100
‫درسته، اما...

166
00:10:34,020 --> 00:10:38,280
‫من فقط لقب «قهرمان» رو می‌خوام تا
‫به کار و کاسبیِ اون پیرمرد کمک کنم...

167
00:10:38,770 --> 00:10:41,160
‫امیدوارم این قضیه بعداً برام دردسر نشه.

168
00:10:41,160 --> 00:10:42,350
‫اوه، راستی.

169
00:10:43,080 --> 00:10:46,370
‫می‌خوام تو محافظ گروه ۱۰ باشی.

170
00:10:46,370 --> 00:10:47,180
‫باشه...

171
00:10:47,180 --> 00:10:50,290
‫اونا آینده‌دارترین تازه‌کارهامون هستن.

172
00:10:50,290 --> 00:10:52,730
‫اگه یاد بگیرن چطوری به عنوان یه گروه کار کنن،

173
00:10:52,730 --> 00:10:56,170
‫راحت می‌تونن خودشون رو به طبقات میانی برسونن.

174
00:10:56,450 --> 00:10:58,170
‫لطفاً چم و خم کار رو یادشون بده.

175
00:10:58,580 --> 00:11:00,090
‫متوجه شدم.

176
00:11:00,090 --> 00:11:04,550
‫البته نمی‌دونم درسته که تازه‌کارای ستاره‌ت رو
‫بسپری دستِ یه غریبه یا نه...

177
00:11:05,910 --> 00:11:10,310
‫من اورهانم. محافظ سه روز آینده شما.

178
00:11:10,310 --> 00:11:12,300
‫خوشبختیم قربان.

179
00:11:12,300 --> 00:11:14,310
‫پس سوفیا توی گروه ۱۰ بود؟

180
00:11:15,660 --> 00:11:17,940
‫کسی از گروه ۱۰ دیر کرده؟

181
00:11:17,940 --> 00:11:20,970
‫نه، کل گروه همینیم.

182
00:11:20,970 --> 00:11:23,450
‫گروه سه نفره؟ عجیبه.

183
00:11:24,110 --> 00:11:27,190
‫هرچی تعداد نفرات گروه کمتر باشه، خطر بیشتره.

184
00:11:27,190 --> 00:11:28,350
‫مخصوصاً واسه تازه‌کارها...

185
00:11:28,350 --> 00:11:30,330
‫اوه، دلیلش اینه که...

186
00:11:30,330 --> 00:11:33,830
‫کسی پاش به پای ما نمی‌رسه.

187
00:11:35,310 --> 00:11:37,340
‫می‌دونم خیلی بهش امید دارن،

188
00:11:37,340 --> 00:11:39,930
‫ولی با این سن کمش و این قیافه‌ای که گرفته،

189
00:11:39,930 --> 00:11:41,860
‫نگران آینده‌شم.

190
00:11:42,760 --> 00:11:45,290
‫اگه همه هستن، پس خوبه.

191
00:11:45,290 --> 00:11:47,850
‫تو، لطفاً اول خودتو معرفی کن.

192
00:11:48,230 --> 00:11:52,560
‫باشه. من لیدرِ گروه ۱۰ هستم، لوگان هیوارد.

193
00:11:52,560 --> 00:11:56,980
‫من یه افسونگرم، و مردی هستم که یه روزی
‫حتی از خودِ سلما هم جلو می‌زنه!

194
00:11:57,450 --> 00:12:00,180
‫عجب اعتماد به نفسی داره.

195
00:12:00,180 --> 00:12:00,880
‫بعدی!

196
00:12:00,880 --> 00:12:01,740
‫چشم!

197
00:12:02,520 --> 00:12:05,540
‫من «کارولین اینگلوت» هستم!

198
00:12:05,540 --> 00:12:07,600
‫مدافعم!

199
00:12:08,400 --> 00:12:10,590
‫واسه یه مدافع، این زره خیلی کمه‌ها.

200
00:12:10,590 --> 00:12:13,250
‫رفتیم توی سیاه‌چال زره‌ت رو می‌پوشی؟

201
00:12:13,250 --> 00:12:16,380
‫تو هم همینو می‌پرسی، آقا؟

202
00:12:16,940 --> 00:12:21,130
‫من یه مدافعم که نه از زره استفاده می‌کنه نه سپر!

203
00:12:21,130 --> 00:12:24,720
‫اوم، یعنی جای دفاع کردن جاخالی می‌دی؟

204
00:12:24,720 --> 00:12:26,890
‫دقیقاً!

205
00:12:27,240 --> 00:12:30,820
‫نمی‌خوام دست هیولاها بهم بخوره!

206
00:12:30,820 --> 00:12:33,290
‫ولی می‌خوام کلی‌شون رو بکشم،

207
00:12:33,290 --> 00:12:36,770
‫واسه همین مدافع شدم تا بتونم تا جای ممکن بهشون نزدیک بشم!

208
00:12:37,080 --> 00:12:39,110
‫مدافعِ سبکِ جاخالی.

209
00:12:39,110 --> 00:12:42,390
‫به جای اینکه از دفاعش برای دفع حملات استفاده کنه،

210
00:12:42,390 --> 00:12:45,240
‫می‌خواد با تکیه به سرعتش جاخالی بده؟

211
00:12:45,650 --> 00:12:49,410
‫سبکِ جاخالی تا وقتی تجربه جنگی به دست نیاری خیلی سخته.

212
00:12:49,410 --> 00:12:51,500
‫کسی تو کلن بهت هشدار نداد؟

213
00:12:51,500 --> 00:12:54,390
‫معلومه که گفتن.

214
00:12:54,970 --> 00:12:57,600
‫ولی این فقط نادیده‌شون گرفت.

215
00:12:57,600 --> 00:13:00,890
‫تو حرف معلم‌ها رو هم گوش نمی‌دی!

216
00:13:00,890 --> 00:13:03,260
‫لازم نیست گوش بدم، چون کارم خیلی درسته.

217
00:13:03,260 --> 00:13:04,760
‫چی؟!

218
00:13:03,260 --> 00:13:04,760
‫بچه‌ها...

219
00:13:05,210 --> 00:13:07,940
‫پس اینا نخاله‌های گروه‌ان...

220
00:13:07,940 --> 00:13:08,780
‫بعدی؟

221
00:13:08,780 --> 00:13:09,810
‫چشم!

222
00:13:10,540 --> 00:13:12,320
‫من «سوفیا کلودل» هستم.

223
00:13:12,320 --> 00:13:15,560
‫مهاجم ردیف عقبم! جادوگر!

224
00:13:15,560 --> 00:13:17,440
‫ممنون که امروز تشریف آوردید!

225
00:13:17,910 --> 00:13:21,440
‫هر چی گفت نرمال بود، ولی نمی‌دونم چرا
‫یهو احساس آرامش بیشتری می‌کنم.

226
00:13:21,440 --> 00:13:22,550
‫چی؟

227
00:13:22,000 --> 00:13:27,310
‫این مأموریت انگار واقعاً سخته‌ها...

228
00:13:22,550 --> 00:13:25,710
‫یادت نره من لیدر گروهم‌ها!

229
00:13:33,150 --> 00:13:35,650
‫پیشروی ما توی سیاه‌چال شروع شد.

230
00:13:36,910 --> 00:13:38,790
‫بیرون داشتن کلی سر و صدا می‌کردن،

231
00:13:38,790 --> 00:13:41,900
‫ولی انگار تازه‌کارها تا پاشون رسید داخل خفه خون گرفتن.

232
00:13:41,900 --> 00:13:43,020
‫هی، هی!

233
00:13:43,920 --> 00:13:47,840
‫چرا یکی از اعضای گروه قهرمان تو این سفره؟

234
00:13:47,840 --> 00:13:52,100
‫یعنی شماها کلنِ ما رو رقیب خودتون نمی‌دونید؟

235
00:13:52,400 --> 00:13:55,110
‫مگه گوش ندادی سلما چی گفت؟

236
00:13:55,110 --> 00:13:57,450
‫قبلاً عضو بودم.

237
00:13:57,450 --> 00:13:59,600
‫جدا شدم.

238
00:14:00,430 --> 00:14:02,120
‫چرا جدا شدی؟

239
00:14:02,120 --> 00:14:05,110
‫همه آرزوی گروه قهرمان رو دارن!

240
00:14:05,110 --> 00:14:06,530
‫چه حیف شد!

241
00:14:07,080 --> 00:14:09,540
‫ول‌کنِ معامله نیست.

242
00:14:09,540 --> 00:14:12,620
‫قیافه‌ش نمیخوره منظوری داشته باشه،
‫ولی من اصلاً نمی‌تونم اینجور آدما رو تحمل کنم.

243
00:14:13,280 --> 00:14:15,750
‫هی! هی! چرا؟ چرا؟

244
00:14:16,120 --> 00:14:17,620
‫به تو چه؟

245
00:14:17,620 --> 00:14:19,590
‫به تو هیچ ربطی نداره.

246
00:14:19,590 --> 00:14:21,380
‫هوم! خسیس!

247
00:14:21,380 --> 00:14:22,910
‫اوه، راستی!

248
00:14:22,910 --> 00:14:25,510
‫تو و سوفیا همدیگه رو می‌شناسید؟

249
00:14:25,510 --> 00:14:28,240
‫شاید. چطور؟

250
00:14:28,240 --> 00:14:35,270
‫هیچی همینطوری، آخه می‌گفت قراره
‫یه آدم خفن باهامون بیاد.

251
00:14:35,790 --> 00:14:37,020
‫مگه نه، سوفیا؟

252
00:14:37,920 --> 00:14:39,270
‫چـ-چی؟

253
00:14:39,560 --> 00:14:44,720
‫این همون یارو خفنیه که می‌گفتی، نه؟

254
00:14:44,720 --> 00:14:46,280
‫اوم...

255
00:14:46,830 --> 00:14:50,550
‫آره. جونم رو نجات داد.

256
00:14:50,550 --> 00:14:54,280
‫خیلی قوی بود، تازه گفت عضو گروه قهرمانه...

257
00:14:54,740 --> 00:14:58,290
‫خواهرم می‌گفت اگه اون اینجا باشه
‫اصلاً لازم نیست نگران باشیم.

258
00:14:58,290 --> 00:14:59,900
‫آهان، فهمیدم!

259
00:14:59,900 --> 00:15:03,720
‫پس لازم نیست انقدر استرس داشته باشی، نه سوفیا؟

260
00:15:04,250 --> 00:15:08,300
‫یه قهرمان اینجا کنارتونه!

261
00:15:08,300 --> 00:15:10,380
‫آره، راست می‌گی.

262
00:15:10,850 --> 00:15:12,640
‫راستش من قهرمان نیستم...

263
00:15:13,480 --> 00:15:18,930
‫اینو گفت که سوفیا رو آروم کنه؟

264
00:15:20,120 --> 00:15:22,900
‫شاید بیشتر از چیزی که نشون می‌ده هوای بقیه رو داره.

265
00:15:40,840 --> 00:15:44,130
‫تله‌های جادویی که کار گذاشتم خوب کار می‌کنن.

266
00:15:45,050 --> 00:15:49,000
‫دشمن به سختی متوجهشون می‌شه،
‫مگر اینکه دیگه فعال شده باشن.

267
00:15:49,000 --> 00:15:53,490
‫روش خوبیه برای خلاص شدن از شر هیولاهای پشت سر،
‫بدون اینکه سرعتمون کم شه.

268
00:15:54,220 --> 00:15:56,270
‫وقت زیادی نداریم.

269
00:15:56,270 --> 00:15:59,070
‫نمی‌خوام با مبارزه‌های بیهوده هدرش بدم.

270
00:15:59,640 --> 00:16:01,640
‫طبقه ۲۰

271
00:16:03,180 --> 00:16:06,320
‫حواسم به سبک مبارزه‌شون بود،

272
00:16:06,320 --> 00:16:09,480
‫و احتمالاً برای ادامه سفر آموزشی مشکلی نداشته باشن.

273
00:16:10,330 --> 00:16:14,250
‫فکر می‌کردم لوگان فقط یه تازه‌کارِ کله‌شقه،

274
00:16:14,250 --> 00:16:17,610
‫ولی به عنوان یه افسونگر مهارتِ واقعی داره.

275
00:16:18,290 --> 00:16:22,360
‫اگه بتونه توی نبردهای طولانی‌تر هم همینطور ادامه بده،

276
00:16:22,360 --> 00:16:25,280
‫راحت می‌تونه توی یه گروه رتبه A فعالیت کنه.

277
00:16:25,920 --> 00:16:27,590
‫اون واقعاً یه نابغه‌ست.

278
00:16:28,280 --> 00:16:32,770
‫اینکه تو دستور دادن ضعیفه از نمره‌ش کم می‌کنه،
‫چون این ویژگی واسه یه افسونگر ضروریه.

279
00:16:32,770 --> 00:16:36,970
‫ولی مطمئنم با تجربه بیشتر بهتر می‌شه.

280
00:16:37,400 --> 00:16:40,800
‫سرعتِ کارولین همونقدر که از کسی که می‌خواد
‫مدافع سبک جاخالی باشه انتظار داری خوبه.

281
00:16:40,800 --> 00:16:43,660
‫ولی دو تا مشکل هست.

282
00:16:43,660 --> 00:16:45,230
‫مشکل اول اینه که تا هیولا می‌بینه،

283
00:16:45,610 --> 00:16:49,350
‫کله‌شو میندازه پایین و یه راست می‌ره تو دلش.

284
00:16:49,350 --> 00:16:52,010
‫چون مدافع هست، باید سعی کنه به دشمن نزدیک بشه،

285
00:16:52,010 --> 00:16:54,490
‫ولی نگاه کردن به کارش آدم رو می‌ترسونه.

286
00:16:54,990 --> 00:16:58,150
‫مشکل دیگه اینه که فقط از دو تا خنجر به عنوان سلاح استفاده می‌کنه.

287
00:16:58,150 --> 00:16:59,890
‫واسه سبک مبارزه‌ش مناسبن،

288
00:16:59,890 --> 00:17:02,620
‫ولی قدرت تخریب کافی رو برای این گروه ندارن.

289
00:17:03,350 --> 00:17:08,080
‫سوفیا به اندازه اون دو تای دیگه چشمگیر نیست،

290
00:17:08,080 --> 00:17:11,130
‫ولی همین الانش هم از یه تازه‌کار قوی‌تره.

291
00:17:11,840 --> 00:17:17,640
‫یه کم منفعل بود، ولی وقتی یخش جلوی اعضای گروهش آب بشه
‫اونم درست می‌شه.

292
00:17:17,920 --> 00:17:20,960
‫و هیچ ایرادِ بزرگِ تازه‌کاری هم نداره.

293
00:17:20,960 --> 00:17:22,840
‫مشتاقم ببینم چقدر رشد می‌کنه.

294
00:17:30,700 --> 00:17:33,940
‫و اینم از رئیسِ طبقه ۲۰.

295
00:17:34,400 --> 00:17:35,650
‫وای.

296
00:17:35,650 --> 00:17:37,450
‫خیلی سریع بود!

297
00:17:37,980 --> 00:17:40,230
‫خسته نباشید محافظ‌ها.

298
00:17:40,230 --> 00:17:43,160
‫خیلی خب، همگی پیش به سوی طبقه ۲۱!

299
00:17:43,880 --> 00:17:46,170
‫طبقه رو توی کارت‌های گیلدتون ثبت کنید،

300
00:17:46,170 --> 00:17:48,360
‫و کارمون برای امروز تمومه.

301
00:17:48,360 --> 00:17:49,260
‫چشم، قربان!

302
00:17:57,140 --> 00:17:59,450
‫محافظ بودن چطور بود؟ خوش گذشت؟

303
00:17:59,450 --> 00:18:03,810
‫همونطور که گفتی، گروه ۱۰ خیلی پتانسیل داره.

304
00:18:04,580 --> 00:18:07,850
‫ولی واقعاً به عنوان یه گروه هماهنگ نیستن.

305
00:18:07,850 --> 00:18:11,710
‫مخصوصاً نگران کارولین هستم.

306
00:18:12,740 --> 00:18:16,320
‫اون که تازه کلی پیشرفت کرده...

307
00:18:16,870 --> 00:18:20,570
‫پس قبلاً چه شکلی بوده...

308
00:18:21,090 --> 00:18:23,440
‫باشه، فردا می‌بینمت.

309
00:18:23,440 --> 00:18:24,220
‫حتماً.

310
00:18:33,360 --> 00:18:35,840
‫باید می‌دونستم اینطوری می‌شه.

311
00:18:36,300 --> 00:18:40,940
‫یه مقاله صفحه اول در مورد گروه قهرمان،

312
00:18:40,940 --> 00:18:42,600
‫و اینکه یه افسونگر جدید گرفتن.

313
00:18:43,000 --> 00:18:47,850
‫به عبارت دیگه، اخراج شدنم از گروه دیگه علنی شده.

314
00:18:48,580 --> 00:18:51,600
‫اصلاً نمی‌دونن این چقدر برام دردناکه...

315
00:18:53,440 --> 00:18:57,990
‫کاش حداقل صبر می‌کردن تا این سفر آموزشی تموم می‌شد.

316
00:18:58,890 --> 00:19:03,240
‫بعید می‌دونم همه تازه‌کارها این روزنامه رو بخونن.

317
00:19:04,730 --> 00:19:10,490
‫ولی اگه یکیشون هم بخونه، می‌تونم تصور کنم
‫نظرشون نسبت به من عوض می‌شه.

318
00:19:12,350 --> 00:19:15,000
‫خب، فکر کردن بهش فایده‌ای نداره.

319
00:19:21,820 --> 00:19:24,510
‫بهتره برم سرِ قرار.

320
00:19:26,460 --> 00:19:27,270
‫اورهان!

321
00:19:35,150 --> 00:19:36,300
‫لونا؟

322
00:19:36,900 --> 00:19:40,150
‫خیلی وقت گذشته... اورهان.

323
00:19:40,700 --> 00:19:41,810
‫آره.

324
00:19:42,400 --> 00:19:43,910
‫وقتی تو گروه قهرمان بودم،

325
00:19:44,460 --> 00:19:48,160
‫حتی وقتی بقیه اعضا داشتن باهام سردتر و سردتر می‌شدن،

326
00:19:48,480 --> 00:19:51,920
‫اون همیشه مثل سابق باهام رفتار می‌کرد.

327
00:19:52,740 --> 00:19:57,360
‫وقتی اخراج شدم، رفته بود خونه‌شون که یه کاری انجام بده.

328
00:19:57,360 --> 00:19:59,900
‫اگه لونا اونجا بود...

329
00:20:01,390 --> 00:20:05,590
‫انگار هنوز یکم دلبستگی به گروه قهرمان دارم.

330
00:20:07,130 --> 00:20:09,640
‫خب، کاری داشتی؟

331
00:20:09,640 --> 00:20:10,810
‫اوم...

332
00:20:11,320 --> 00:20:14,310
‫می‌شه لطفاً برگردی به گروهمون؟

333
00:20:15,160 --> 00:20:18,330
‫ما به قدرتت نیاز داریم!

334
00:20:19,080 --> 00:20:22,320
‫حس می‌کردم ممکنه اینو بگه.

335
00:20:23,070 --> 00:20:26,460
‫اون همیشه منو قبول داشت.

336
00:20:27,570 --> 00:20:29,860
‫بقیه گروه هم همینو می‌خوان؟

337
00:20:29,860 --> 00:20:32,830
‫بعید می‌دونم، اونم بعد از دیدن مقاله روزنامه امروز.

338
00:20:33,140 --> 00:20:34,700
‫مقاله...؟

339
00:20:35,920 --> 00:20:38,340
‫نه، خودم دارم درخواست می‌کنم.

340
00:20:38,590 --> 00:20:43,970
‫ولی اگه باهام بیای، تمام تلاشم رو می‌کنم
‫که همه‌شون رو راضی کنم!

341
00:20:45,030 --> 00:20:48,470
‫لونا واسه برگردوندنِ من جدیه؟

342
00:20:49,460 --> 00:20:52,480
‫ولی خیلی دیره، به هزار و یک دلیل...

343
00:20:53,120 --> 00:20:57,230
‫بعد از چاپ شدن اون مقاله، دیگه نمی‌تونم برگردم، مگه نه؟

344
00:20:58,470 --> 00:21:01,610
‫خودمم دیگه نمی‌خوام برگردم.

345
00:21:01,940 --> 00:21:08,870
‫ببخشید. من روزنامه امروز رو ندیدم،
‫واسه همین نمی‌دونم چی نوشته...

346
00:21:10,720 --> 00:21:12,750
‫ولی مگه قول نداده بودیم...

347
00:21:13,370 --> 00:21:16,250
‫که سیاه‌چال بزرگ رو با هم پاکسازی کنیم؟!

348
00:21:21,000 --> 00:21:25,010
‫من و تو و «الیور» با هم این قول رو دادیم.

349
00:21:25,330 --> 00:21:27,810
‫و الیور همونی بود که پرتم کرد بیرون.

350
00:21:27,810 --> 00:21:30,560
‫پس دیگه هیچ‌وقت اتفاق نمیفته.

351
00:21:30,560 --> 00:21:33,390
‫شاید، ولی...

352
00:21:33,700 --> 00:21:34,700
‫متأسفم.

353
00:21:42,000 --> 00:21:43,320
‫اورهان...

354
00:21:47,570 --> 00:21:52,390
‫دلم می‌خواست ما سه تا همون‌طوری که همیشه بودیم بمونیم...

355
00:21:53,630 --> 00:21:55,570
‫که به اون قول عمل کنیم...

356
00:21:56,170 --> 00:21:59,120
‫ولی دیگه راه برگشتی نیست.

357
00:22:00,080 --> 00:22:01,610
‫دیگه جایی اونجا ندارم.

358
00:22:03,240 --> 00:22:05,320
‫همه‌چی اون روز تموم شد.

359
00:22:06,980 --> 00:22:08,550
‫خیلی دیر شده.

